تبليغاتX
دنیای عسل

دنیای عسل

خاطرات روزانه

خاطره

به نام خورشيدی که رو به عاشقان طلوع کرد

عشق واژه کمال است                  تو بايد باشی

زندگی بی تو محال است               تو بايد باشی

*************************

سلام دوست های گلم!

بازم دلم گرفته!اين روزا همش حالم بده! فردا مهمون دارم! بايد يه کم شاد باشم که دوستام ناراحت نشن! راستش جشن تولدم! چند روز زودتر! تولدم ۳ بهمنه! امسال دعا ميکنم که اول از همه کسايی که من حيلی دوسشون دارم!هميشه سلامت و شاد باشن! به همه ارزوهاشونم برسن! حالا اگه به خودمم رسيد اينه که منم به ارزوم برسم!

*************************

اين هفته تا الان اصلا خوب نبود! همش جواب های امتحان هارو ميگرفتم و لذت می بردم!خيلی خوشحالم! يادتون گفتم عاشق عربی هستم! نمره خيلی خوبی خوبی گرفتم!! نميگم!!اه اه بازم همش شد غم!! ببخشيد!

معلم مون تصادف کرده! با سر و دست و چشم بسته اومده کلاس!من که فکر کردم موميايی اومده! ترسيدم! حالت بچه ها: معلم:

خلاصه! حالمون گرفته شد اساسی!! من که همش تو فکر بودم! نفهميدم چی گفت!  اخرش گفت: عسل حواست هست؟ گفتم خانوم داريم گوش می ديم!حالا دارم واسه خودم! کامرون می خوانم! چه حالی داد!! هنا هنا ههه!!!

زنگ رياضی منو صدا زد گفت مساله شماره .. رو حل کن! من نگاه کردم ديدم! ماااااا!!! اين الان يعنی چه؟!؟ گفتم خانوم من حالم بده!! يه کم فکر کرد! گفت برو! شانس اوردم!

*************************

I Miss your warm eyes

the way you listen and care

I Miss your kisses

and all that we share

خيلی دوستون دارم!!   بای بای

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 19:47  توسط عسل  | 

Hi

                به نام خداوند ياس و شقايق

                             همان تک نگار قلبهای عاشق

سلام دوست های گلم! خوبيد؟!؟

امروز دلم گرفته! دلم واسه يه نفر خيلی تنگه!اين چهارشنبه خونه ما زلزله اومد!باور کنيد!! قضيه اينه!!

چهارشنبه ما ۳۰ نفر مهمون داشتيم! من از يه نفرشون خيلی ميترسم!! ۱ بچه ۵ ساله!! اسمش زلزله است!!

ايندفعه فکر کردم! گفتم باهاش کاری ندارم! ولی...!! تا اومد همچين پريد بغلم! ديگه نتونستم!! اخه دلش ميشکست!! من طاقت ديدن اشک کسی رو ندارم!! منم حسااااااس!!!

حالا من بايد از ۲۹ نفر ديگه پزيرايی کنم! اتاقمو سپردم به خدا!! ديگه بی خيال شده بودم! از تو اتاق انواع صدا ها ميومد ولی من! اهميت نمی دادم! در اخر! رفتم تو اتاق شوکه شدم!! پوسترام همه پاره!! کتاب هام وسط اتاق و.....!!! حالت من: زلزله: بقيه:( بچه است ديگه! نازی!!) اتاقم ويران شد!! هميييييييين!!!

                           **********************

برف!! من عاشقه برفم!! وقتی که داری قدم ميزنی يه صدايی ميده! تا حالا توجه کرديد؟!؟

دمه خونه ما برف خيلی کم اومد!! منم ديدم برف ايجا نمياد! من به سويش رفتم!!! با دوستام رفتيم! چه حالی داد!! جاتون خالی!!! من داشتم از سرما يخ ميزدم!!تازه با دوستام بستنی هم ميخوردم!! ولی کيف داد!

ولی مگه ميشه ادم ارامش داشته باشه!! چندتا پسر دنبالمون افتاده بودن! هی ور ميزدن!!باز من ساکت بودم! ولی دوستام..!! يکيشون دستمو گرفت!! پروووو!!!! منم بر گشتم هولش دادم و زدم تو گوشش!!(تعجب نکنيد! من به پسرا حساسيت دارم! يه دفعه قاطی ميکنم!!) اخه يکی نيست بهش بگه! الاااغ!! (ببخشيد!) ادم باش!! تمامه دخترا دست زدن! پسرا هوووش ميکردن که ابروی پسرا رو برده!! حالت من: پسره: 

                                        **********************

در حال حاظر من بايد صبح ظرف هارو می شستم! ولی حسش نيست! ببينيد چه دختر خوبيم!! کمياب!!

يه خواهش!!! لطف کنيد بگيد من خوب مينويسم...!چرت مينويسم...!! اصلا بنويسم!؟!؟ بگيد!! من تحملشو دارم!!

خيلی دوستوووون دارمممم!!!! بای بای!

                                          **********************

جمله روز!!

زندگی مال تو؛ مرگ مال من؛ شادی مال تو؛ غم مال من

خوشبختی مال تو؛ بدبختی مال من؛ همه چيز مال تو!

ولی فقط تو مال من!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 15:50  توسط عسل  | 

بنام تک ستاره اسمان عشق

 

بنام تک ستاره اسمان عشق

سفرم به عمق چشمانت هجرت غريب و عاشقونه ای داشت. سفر غريبی داشتم توی اون چشم سياهت سفری که بر نگشتم گم شدم توی نگاهت تو شدی خون تو رگهام من ديگه خودم نبودم برای نفس کشيدن حالا محتاج تو بودم!‌ وای اگر همسفر در سفر بی تو من تنها باشم!

                                      ***********************

سلام دوستهای گلم!

نه! نه! نگيد اين عسلم هی اپ ميکنه! نه! امروز دلم خفن گرفته! باز اون حس بد اومده سراغم! حس بيهوده بودن!!

امروز امتحانه عربی داشتم! خيلی خونده بودم! ولی...!!اصلا من نمی دونم چرا ما بايد عربی بخونيم؟!؟ يه زبان بسيار بی استفاده!معلم من ميگه يگه می خواهيد عربی ياد بگيريد تو خونه عربی حرف بزنيد!! همه ميرن انگليسی ياد ميگيرن! پز بدن! اره! من برم زبان شيييرييين عربی ياد بگيرم!اه! همش شد عربی! ببخشيد!!

                                              ***********************

من از بارون بدم مياد!(نگيد بد سليقه!) امروز برگه امتحانو که دادم رفتم حياط مدرسه زير بارون قدم زدن!(اووووو) چقدر هم تند ميومد! منم حس گرفته بودتم! ۴۵ دقيقه قدم زدم! اخر دوستام به زور منو کشيدن بردن! اگه نبودن به اين زودی بی خيال نمی شدم که!! تمامه لباسم خيس شده بود!

حلا تو اتوبوس باز اين پسرای بی جنبه!(ببخشيد!) شروع کردن تيکه انداختن! من که جوابشونو نمی دادم ولی دوستام چه جواب هايی می دادن! شرم ميکنم بگم! تو اين وضع اتوبوس ناگهانی ترمز کرد!( ما تو قسمت مردونه بوديم!) يه دفعه همه پرت شديم طرف پسرا!! من ميله رو گرفتم! بفيه مانتو منو!!! حالت ما: پسرا:  اه! از دسته پسره....!!!

                                              ***********************

برم ديگه!! فردا امتحان دارم! اخريش!!

خيلی دوستوووون دارمممم!!!! قوربونتون برم!!                   بای بای

دوست داشتن مقدسه                       واسه همين دوست دارم!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 15:48  توسط عسل  | 

مطالب قدیمی‌تر