تبليغاتX
دنیای عسل - اخرین اپ اردیبهشت ماه

دنیای عسل

خاطرات روزانه

اخرین اپ اردیبهشت ماه

سلام دوستای گلم  خوفید؟!

بازم از فرصت استفاده کردم و اومدم که اپ کنم!

من بدجور گرفتار امتحان ها شدم!  دیگه دارم به مرز دیوونگی میرسم! اگه خواهر جونم! و دوستام کمکم نکرده بودن منو باید تو مرکز دیوانگان پیدا می کردید!

فکر کنم این اخرین اپ تو اردیبهشت باشه! تو خرداد هم خدا بزرگه!

خواهشا برام دعا کنید که خیلی محتاج دعا هستم!

                              *~*~*~*~*~*~*~*~*~*

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم

وقتی دیگر رفت من به انتظار امدش نشستم

وقتی که دگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد من شروع کردم

وقتی که او تمام شد من اغاز شدم و

چه سخت است تنها متولد شدن

* بیایید فرصت را غنیمت شماریم*

مثل تنها زندگی کردن.....

مثل تنها مردن.....

                              *~*~*~*~*~*~*~*~*~*

در تاریکی شب ۳ شمع روشن کردم اولی برای دیدنت٬ دومی برای ماندنت٬ سومی برای بوسیدنت٬ در اخر هر سه را خاموش کردم برای در اغوش کشیدنت!

                              *~*~*~*~*~*~*~*~*~*

اگه مردم...!

اگر مردم٬ تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند ساه بخت بودم

به روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا جای معشوقم برایم گریه کند....

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم...

و اخر اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم....

خیلی دوستون دارم!    بای!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:18  توسط عسل  |